|
❤رسم عاشقی❤ اگر مجنون دل شوریدهای داشت _____ دل لیلی از آن شوریده تر بی
|
مسلخ عشق قال امیر المؤمنین على علیه السلام : هذا . . . مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم من کان بعدهم . حضرت على علیه السلام روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود : اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمىرسند . تهذیب، ج 6، ص 73 و بحار، ج 98، ص 116 عطر عشق قال على علیه السلام : واها لک أیتها التربة لیحشرن منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب . امیر المؤمنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود : چه خوشبوئى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو بپا خیزند که بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 4، ص 169 سجده بر تربت عشق کان الصادق علیه السلام لا یسجد الا على تربة الحسین علیه السلام تذللا لله و استکانة الیه . رسم حضرت امام صادق علیه السلام چنین بود که : جز بر تربت حسین علیه السلام به خاک دیگرى سجده نمىکرد و این کار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مىکرد . وسائل الشیعه، ج 3، ص . 608 [ ] [ 0:27 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
شما دخترخانم جوان! برای ازدواج تان چه معیارهایی دارید؟ آیا ویژگی های ظاهری خواستگارتان برایتان اهمیت زیادی دارد؟ اگر جوابتان به این سؤال مثبت است و فکر می کنید حتما باید با مردی زیبا و خوش تیپ ازدواج کنید توصیه می کنیم حتما این مطلب را بخوانید.
روانشناسان با تحقیق روی روابط زوج های جوان به این نتیجه رسیده اند مردانی که چهره ای زیباتر از همسرشان دارند بیشتر احتمال دارد طی زندگی احساس نارضایتی کنند و نسبت به زندگی زناشویی شان چندان احساس خوبی نداشته باشند و حتی در مواردی احساس منفی هم داشته باشند. راستش وقتی ما هم با این عبارت مواجه شدیم، کمی تردید کردیم و گمان بردیم که احتمالا نتیجه این تحقیق تنها ناشی از باورهای عامیانه است، اما با کمی جست وجو به این نتیجه رسیدیم که موضوع علمی است تا حدی که مقاله هایی با این مضمون در مجلات علمی معتبر به چاپ رسیده است. ما هم سراغ همین مقالات رفتیم و با استفاده از آنها این مطلب را برای شما تدوین کردیم. در واقع در همه آنها دانشمندان متفق القول بودند که در یک ازدواج موفق یا باید زن زیباتر باشد یا مرد و زن از نظر زیبایی در یک حد باشند اما بی گمان دلایل آنها خواندنی است.
تاریخ شهادت می دهد در زوج هایی که خانم زیباتر است، معمولا هر دو طرف از زندگیشان خرسند تر هستند. این نتیجه پژوهشی است که در ژورنال روانشناسی خانواده انگلستان در امسال منتشر شده و در آن آمده است که طی تاریخ و فرایند تکاملی بشر نیز خانم ها هنگام انتخاب همسر کمتر به ظاهر او توجه می کردند و در عوض قدرت باروری همسرشان برایشان در اولویت بود اما مردها اینگونه نبودند آنها به دنبال همسری می گشتند که بتوانند در او جوانی، سلامت و زیبایی را بیابند تا فرزندانشان سالم تر و زیباتر شوند. البته یک بار دیگر در سال ۱۹۷۹ روانشناسی به نام دکتر هوک نیز ضمن تحقیقاتش متوجه شد در ازدواج هایی که خانم زیباتر از مرد است احتمال شکست کمتر است البته این به این معنا نیست که اگر مرد خوش تیپ و زیباتر از زن باشد حتما رابطه ناموفق خواهد بود اما در سال های اخیر بار دیگر دانشمندان این تحقیقات را تکرار کرده اند.
زیبایی سلیقه ای هم استاندارد دارد شاید در مرحله اول بگویید زیبا دیدن تنها یک امر سلیقه ای است و هر فردی بنا به سلیقه خودش یک نفر را زیبا می بیند یا زشت اما به هر صورت نمی توان منکر وجود برخی از استانداردهای رایج شد، استاندارهایی که در همه دنیا به عنوان معیارهای زیبایی تعریف می شوند مثل چشمان درشت، صورت معصوم و بچگانه، صورت متناسب که همه اجزا در هماهنگی با هم باشند و…
ازدواج با زنان بسیار زیبا یعنی… گروهی از دانشمندان در دانشگاه لیور پول ۱۰۰عکس از زنان را بررسی کرده اند؛ بعضی از این زوج ها تنها چند ماه با هم زندگی کرده بودند و بعضی دیگر چند سال. محققان ویژگی های ظاهری هرکدام از این زن ها و مردها را به ترتیب فهرست کردند تا بتوانند بهتر آنها را با هم مقایسه کنند. نتیجه به دست آمده از تحقیقات در ژورنال علمی روانشناسی اجتماعی و شخصیتی منتشر شد که در آن آمده است اگر مرد خیلی خوش تیپ باشد عاملی برای ناپایداری ازدواج نیست ولی اگر زن خیلی زیبا باشد تا حدی که زیبایی او بیش از اندازه به چشم آید، احتمالا ازدواج با دوامی نخواهد داشت. زن های خیلی زیبا گاهی این جسارت را دارند که به راحتی ازدواج ها را ترک کنند. ازدواج موفق یعنی همسان گزینی گروهی از دانشمندان انگلیسی تحقیقات خود را روی انتخاب زوج توسط افراد مختلف متمرکز کرده اند، سؤال اصلی آنها در این تحقیق این بوده است که آیا افراد هنگام انتخاب زوج بیشتر به دنبال کسانی هستند که شبیه خودشان باشند؟ آنها در ضمن تحقیق به جواب مثبت رسیدند و اعلام کردند افراد تمایل دارند با شخصی مانند خودشان ازدواج کنند و حتی با این نتیجه، ازدواج های آنجلینا جولی را توضیح می دهند، آنها می گویند به همین دلیل است که ازدواج او با جانی لیمیلر و بیلی باب تورنتون بسیار کوتاه و کمتر ۲ سال بوده است ولی در عوض ازدواج او با براد پیت یعنی یکی از معروف ترین چهره های حال حاضر دنیا بیشتر از ۶ سال است که دوام پیدا کرده است. واقعا زیبایی چقدر مهم است؟ این تحقیقات نشان می دهد که انسان های با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می شوند و وقتی با هم ازدواج می کنند، زندگی خانوادگیشان بسیار عالی خواهد شد اما از آنجا که این تحقیقات بیشتر روی زوج های جوان انجام شده است می تواند نشان دهنده این باشد که زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش زیبایی ظاهری در دوام بیشتر ازدواج و در سنین پیری تقریبا همچنان یک راز است. البته یک تحقیق جدید نشان می دهد ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت.
عمر ازدواج آنها کوتاه است در تحقیق ذکر شده زوج هایی که مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت کننده نبودند. یکی از محققان این تحقیق می گوید که زن ها معمولا درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می کنند را به خود او منعکس میکنند. مردی که ظاهر پایین تری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین دلیل همه تلاشش را می کند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد. مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارند، ممکن است تعهد کمتری داشته باشند و این ممکن است باعث کمتر بودن عمر ازدواج آنها شود.
تفاوت معیارهای خانم ها و آقایان از آنجا که خانم ها دنبال مردی برای زندگی هستند، ممکن است کسی را انتخاب کنند که از نظر ظاهری پایین تر از آنها باشد و حتی تحقیقات جدید نشان می دهد که ازدواج هایی که در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام تر و مثبت تر است. تصور محققان از دلیل آن، این است که مردها اهمیت زیادی به زیبایی می دهند و به زیبایی زن بسیار سریع واکنش نشان می دهند در حالی که خانم ها بیشتر می خواهند همسری داشته باشند که به خوبی از آنها حمایت کند، قابل اطمینان باشد و توان تامین خانواده را داشته باشد. محققان قبول دارند که مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می دهد که استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن و بینی کوچک و…
روند تحقیق چگونه بود؟ این تحقیق در دانشگاه تنسی ایالات متحده روی گروهی از زوج های همان کشور انجام شده است.
انتخاب زوج ها بر چه اساس بوده است؟ تیم تحقیقاتی روی ۸۲ زوج کار کردند؛ زوج هایی که طی ۶ ماه قبل ازدواج کرده و حدود ۳ سال قبل از ازدواج با هم آشنا شده بودند. شرکت کننده های تحقیق بین ۲۰ تا ۲۵ سال داشتند. محققان گفت وگوی هر زوج در مورد یک مشکل شخصی را به مدت ۱۰ دقیقه فیلمبرداری کردند. فیلم ها بعدا از این جهت ارزیابی شد که آیا زوج ها درمورد مشکلشان یکدیگر را حمایت می کردند و پشت هم را داشتند یا نه؟ این مشکلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالم تر،شروع یک کار جدید و ورزش بیشتر را شامل می شد.
رتبه بندی زوج ها یک شوهر منفی احتمالا در چنین موقعیتی می گوید، این مشکل توست و خودت باید حلش کنی. اما یک شوهر مثبت خواهد گفت: من با توام، کاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟ یک گروه از محققان زیبایی های ظاهری هر زوج را بین یک تا ۱۰ کدگذاری کردند که عدد ۱۰ بهترین و کامل ترین ظاهر را نشان می داد. تقریبا در یک سوم زوج ها، زیبایی زن ها بیشتر بوده، در یک سوم زیبایی مرد بیشتر بوده و سایر زوج ها ظاهری تقریبا هم ردیف داشتند.
نتیجه تحقیق به طور کلی، در مواردی که زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت تر رفتار می کردند.نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به نظر می رسد؛ چراکه باورهای عمومی نشان می دهد که مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم ها دارند و زن ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می دهند. [ ] [ 17:9 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
ارتباطات و آشناییهای قبل ازدواج، می تواند بستری برای شناخت خود باشد، اما شیوه مناسبی برای ازدواج نیست چون، محدودیت هایی دارد.
با اینکه آشنایی ها مقاصد و مزایای زیادی دارد اما سیستم آشنایی کاملاً روشن نیست. مزایای آشنایی از طریق چندین محدودیت معنادار تعدیل می شوند. در واقع این آشنایی ها به خودی خود ما را برای ازدواج آماده نمی کند و چون سبک این نوع ارتباط ها در سطح جامعه منطقی نشده است، مکانیزم کاملی برای شناخت نیست.
امروزه جوانان برای شناخت یکدیگر به شیوه های سنتی متوسل نمی شوند( صحبت در خانه یکدیگر و یا تحقیق از در و همسایه). جوان امروز، شیوه های سنتی را از نظر کمیت و کیفیت، نامناسب می شمارد و برای شناخت کافی نمی داند.
برای ایجاد یک رابطه سالم و کاهش میزان طلاق ، نیازمند شناخت کافی افراد از یکدیگر هستیم. امروزه مراکز مشاوره و روانشناسی، در افزایش شناخت طرفین از یکدیگر بسیار کمک کننده هستند، هرچند باز هم سوال های بی پاسخ و ناشناخته ایی باقی می ماند.
نکته مهم در این میان آن است که هر دو نفری که قصد ازدواج دارند،باید سعی در نشان دادن ویژگی های واقعی داشته باشند، سانسور کردن در ابتدای ازدواج، خیانت به خود و همسر در آینده است، چرا که بعد از ازدواج بسیاری از چیزها روشن می شود و ازدواج شیرین ابتدا، به تلخی می گراید.
مزایای آشنایی:
1- آشنایی با تفاوتهای فردی انسانها
آشنایی با افراد مختلف به ما کمک می کند تا درباره ی افراد مختلفی که در جامعه ی ما وجود دارد اطلاعات کسب کنیم.
2- شناخت بهتر خودمان
تعامل با انسان های دیگر به ما کمک می کند تا خودمان را هرچه شفاف تر و روشن تر بشناسیم.مردم به شیوه های متفاوتی فکر و عمل می کنند .آگاهی هرچه بیشتر از این تفاوت ها در شناخت بهتر از خود به ما کمک می کند.
3- آشنایی با چیزهایی که دوست داریم و چیزهایی که از آنها متنفریم
آشنایی با دیگران به ما کمک می کند تا آنچه را که در شریک خود جستجو می کنیم روشن تر بفهمیم، بفهمیم با چه کسانی راحت تر هستیم و چه کسانی ما را ناراحت می کنند.
4- یادگیری مهارتهای ارتباطی
آشنایی،فرصت زیادی برای تمرین ارتباط با افراد دیگر در اختیار ما می گذارد.ما باید در دنیای آشنایی تصمیم گیری درباره ی آنچه می گوییم و آنچه عمل می کنیم را تجربه کنیم.
محدودیت های آشنایی :
آشنایی می تواند مجموعه ای از تجارب را برای ما فراهم کند و به ما کمک کند تا دانش خوبی درباره ی خود و دیگران کسب کنیم .اما معایبی نیز دارد:
1- تمرکز زیاد بر نشان دادن صرفاً ویژگی های مثبت خودمان
زمانی که ما شروع به آشنایی با همدیگر می کنیم، تمام تلاش ما این است که فقط ویژگی ها و صفات مثبت خود را نشان دهیم. ما تمایل داریم تمام صفات منفی خود را که ممکن است موجب ناراحتی افراد شود یا منجر به قطع رابطه ی آشنایی ما شود را پنهان کنیم.
2- جدا شدن از دوستان، خانواده و فعالیت های قبلی
هنگامی که درگیر یک رابطه ی آشنایی جدی می شویم،تمرکز خیلی زیادی روی فرد می کنیم و اغلب از دوستان و اعضای خانواده غفلت می کنیم. درگیری در هر رابطه احساسی جدید انرژی زیادی می گیرد.
3- شکست در برخورد با مسائل و مشکلات روزمره ی مشترک
معمولاً هنگامی که به طور جدی وارد فرآیند آشنایی می شویم غالباً از صحبت درباره ی تفاوت هایی که داریم اجتناب می کنیم یا سعی می کنیم که مشکلات ارتباطی مسکوت بمانند اما مشکلات خودبخود حل نمی شوند بلکه روی هم جمع می شوند و بعدها تبدیل به یک انفجار می شوند.
4- آمادگی ضعیف برای ازدواج
ناظران حرفه ای(مشاوران،حقوقدانان و روان شناس ها) به این نتیجه رسیده اند که آشنایی به تنهایی برای ازدواج کافی نیست. زوج ها به کسب تجربه ای بیش از آنچه ما آشنایی می نامیم نیاز دارند.آنها نیاز به یک مجموعه آموزشی برنامه ریزی شده درباره ی ازدواج دارند. آمادگی خالصانه برای شریک زندگی کسی شدن، پاداش دهنده ترین و مشکل ترین تکلیف است، که یک ازدواج خوب را ایجاد و حفظ می کند.
[ ] [ 18:6 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
حجت الاسلام شهاب مرادي براي زوجهاي جوان چهرهاي آشناست. روحاني که با رويکردي متفاوت به مشکلات خانوادههاي نوپا مي پردازد.
* طلاق يکي از دغدغههاي اصلي اين سالهاست، مي خواهيم بدانيم چه اتفاقي افتاده که در فاصله زماني سالهاي 75 تا 85 نرخ طلاق دو برابر شده است؟
- افزايش برخي آمارها نگران کننده است. نرخ طلاق در سال گذشته 2.9 دهم درصد افزايش داشته است اين در حالي است که نرخ ازدواج تنها 2دهم درصد رشد داشته است. نسبت ازدواج به طلاق 6 به يک است يعني از هر 6 ازدواج يکي به طلاق ختم مي شود. حالا بايد ديد از اين تعداد چقدر دچار طلاق عاطفي هستند؟ چند در صد گرم زندگي مي کنند و زندگي با نشاطي دارند؟ و کودکانشان بي آنکه نگراني جدايي مادر و پدرهايشان را داشته باشند به خواب مي روند. اين ها نگراني هاي جدي ما است. مسائل زيادي بر گرمي کانون خانوادگي تاثير مي گذارد مثل مسائل سياسي. بد اخلاقي هاي سياسي و اجتماعي نقش زيادي بر روابط خانوادگي دارد. بايد براي اين موضوعات فکري کرد. طلاق يک مسئله است. مسئله اي که منشا فشار رواني و استرس است و تبعات سختي به دنبال خود دارد. خصوصا مسئله زنان و کودکان درموضوع طلاق امري جدي است، هرچند اين بدان معني نيست که مردان بعد از طلاق مسئله ندارند.اما مسائل خانمها و بچه ها در قصه طلاق يپيچيده تر است. خانواده اي که دخترشان در 19 سالگي به خانه بخت رفته و 6 ماه بعد طلاق گرفته است تحت فشار رواني قابل توجهي است، حتي خواهر و بردارهاي اين افراد هم تحت فشار هستند. سال گذشته 137 هزار خانم طلاق گرفته اند يعني 137 هزار آقا،137 هزار خانواده و اگر بچه داشته باشند به تعداد آنها خانواده هاي درگير اين مسئله شده اند. سبک زندگي شان دوباره تغيير مي کند.
مسئله زنان و کودکان درموضوع طلاق امري جدي است، هرچند اين بدان معني نيست که مردان بعد از طلاق مسئله ندارند.اما مسائل خانمها و بچه ها در قصه طلاق يپيچيده تر است.
* دليل افزايش اين جدايي ها چيست؟
- بسياري از طلاق ها قبل از انتخاب همسر قابل پيش بيني است يعني ما مي توانيم تشخيص دهيم اين دختر و پسر اگر ازدواج کنند ازدواج موفقي ندارند. يکي از خردمندانه ترين راه ها اين است که بچه هاي ما انتخاب همسر را ياد بگيرند. انتخاب درست همسر هم ملزوماتي دارد.
* واين ملزومات چيست؟
ــ آنها بايد هيجاناتشان را بشناسند که نمي شناسند. بايد روش مديريت هيجاناتشان را بلد باشند که بلد نيستند. بزرگ ترهايشان نيز بلد نيستند. جوانهاي ما قبل و بعد از ازدواج بايد مهارت هاي يک زندگي سالم را ياد بگيرند.
* به نظر مي سد در رابطه با اين آموزش ها به شدت مشکل داريم؟
- دقيقا، اشکال در نظام آموزشي است. بچه ها براي چه به مدرسه مي روند؟ اصلا آموزش و پرورش براي چيست؟ پدر و مادر بچه را مي فرستند مدرسه، هزينه مي کنند يا دولت هزينه اش را مي دهد که اين بچه برود ديپلم بگيرد و بعد برود دانشگاه که چه بشود هدفش چيست. اينکه تنها يکسري محفوظات ياد بگيرد. مي روند مدرسه که دين و اخلاقشان، روح و روانشان سالم تر شود، اي بسا که آسيب هم مي بينند. هدف آموزش چيست؟ انگار در آموزش يک هدف جدي داريم و آن رسيدن به شغل استنه زندگي بهتر.
* خانواده چقدر در اين آموزش نقش دارد؟
- بايد نقش داشته باشد اما ندارد چون خانواده خودش نياموخته و نمي تواند آموزش بدهد. اغلب خانواده ها سواد کافي در خصوص مسائل ديني و تربيتي ندارند .اگر هم بلد باشند يا مرعوب نسل بعد هستند و يا با منطق کنار رفتن پرده حيا و به عبارت مصطلح تر "پرروشدن بچه ها" از آموزش منصرف مي شوند.
انتخاب همسر به يک مجموعه اي از مهارتها نيازدارد به طور مثال فرد قبل از انتخاب همسر بايد بدبين باشد. وقتي انتخاب همسر انجام شد. تعامل و تفاهم . بعداز عروسي بايد کاملا خوش بيني حاکم باشد.
* براي انتخاب درست بايد چه نکاتي را مد نظر قرار داد؟
- انتخاب همسر به يک مجموعه اي از مهارتها نيازدارد به طور مثال فرد قبل از انتخاب همسر بايد بدبين باشد. وقتي انتخاب همسر انجام شد. تعامل و تفاهم . بعداز عروسي بايد کاملا خوش بيني حاکم باشد. خودخواهي برود، فداکاري جايگزين آن شود. زيرا توجه به مسائل "خودم" جايش قبل از ازدواج است. بچه ها قبل از انتخاب همسر کاملا ايثارگر هستند اما بعد از انتخاب همسر مي پرسند پس خودم چي؟
* مهارتهايي که مي گوييد زن و مرد بايد در حين زندگي بدانند کدامند؟
ــ مثال مي زنم ،خانمي به اشتباه به همسرش شک مي کند. مثلا نام "آقاي"فرزانه را در تلفن همراه او مي بيند، مي رود در تمام فاميل اين موضوع را پر مي کند. بعد متوجه مي شود اين يک شوخي از سوي شوهرش براي يکي از همکارانش است. حالا همه فاميل اين موضوع را مي دانند و در هر فرصتي از او مي پرسند کي از شوهرت جدا مي شوي و او نيز براي آن که آبرو شوهرش بازگردد مجبور است موضوع را براي همه توضيح دهد. اين بر مي گردد به نداشتن مهارت در حل مشکلات. ما بايد مهارت زندگي مشترک را بلد باشيم. اما نکته اصلي اين است که اين مهارت بايد در کجا فرا گرفته شود. چه موقع در مدارس به ما کار گروهي ياد داده اند، مثلا گفته اند با هم انشا بنويسيم.
دقت کنيد ما در ورزشهاي تيمي ضعيف هستيم . سالهاي سال است ما نتوانسته ايم کار حزبي کنيم. اگر امروز در کشور تمام آدم هاي سياسي در مورد اصول قانون اساسي با هم همدل باشند واقعا شرايط ما در داخل و خارج همين گونه مي ماند. همه ما در يک سيستم کار ياد گرفته ايم .همه ما لجبازي را بهتر از رفاقت ياد گرفته ايم. مردم نفرين را بهتر بلد هستند يا دعاي در حق همديگر را؟ بيشتر بلدند حرف هايي بزنند که همديگر را آرام کنند يا حرفي بزنند که جگرش هم را آتش بزنند؟. در جمع بچه مدرسه اي ها بچه ها بيشتر همديگر را کنف مي کنند يا همديگر را تشويق مي کنند؟. ما چون کار گروهي را بلد نيستيم بعد از ازدواج مي گوييم ما يکي شديم نه اين اشتباه است. شما يکي نشده ايد. شما دو نفر هستيد که يک خانواده را تشکيل داده ايد که اين خانواده هويت دارد.
اسلام يک ميزان مشخص و ثابت براي روابط معين نمي کند. يک جا مي گويد با نزديکانت در ارتباط باش حتي به اندازه يک سلام، در جاي ديگر مي گويد با نزديکانت در ارتباط باش به اندازه نوشيدن يک ليوان آب، يعني مي گويد قطع رابطه نکن. خط قرمز، قطع رحم و قطع رابطه است. کيفيتش مي شود کم و زياد شود ولي نبايد قطع شود.
* به جز اين دلايل، يکي از مواردي که سبب ايجاد اختلاف ميان زوجهاي جوان مي شود، دخالت والدين يا دخالت دوستان و اطرافيان است، در اين خصوص چه راهکاري را بايد در نظر گرفت؟
- اولين ضرورت خانواده نوپا درک استقلال است يعني بدانند خودشان يک خانواده هستند، مثل خانواده پدر و مادر همسرشان، چه طور آنها را مستقل مي دانند اين احساس استقلال را در خودشان هم داشته باشند. دوم اين که مناسبات و ارتباطاتشان را با ساير خانواده ها تنظيم کنند. تنظيم نوع رابطه با ديگران بسيار مهم است.
ببينيد اسلام يک ميزان مشخص و ثابت براي روابط معين نمي کند. يک جا مي گويد با نزديکانت در ارتباط باش حتي به اندازه يک سلام، در جاي ديگر مي گويد با نزديکانت در ارتباط باش به اندازه نوشيدن يک ليوان آب، يعني مي گويد قطع رابطه نکن. خط قرمز، قطع رحم و قطع رابطه است. کيفيتش مي شود کم و زياد شود ولي نبايد قطع شود.
نکته بعد اين است که همه انسان ها مي بايست ارتباط خودشان را با خانواده اصلي شان که در آن نقش فرزند را دارند حفظ کنند و حقوق واجبي که در قبال پدر و مادر و برادر و خواهرشان به عهده دارند را انجام دهند. اين وظيفه است، يعني بايد به عنوان خانواده نوپا يک مناسباتي را با خانواده هاي اصلي شان داشته باشند و زن و شوهر جوان تمرين کنند تا مناسبات خانواده نوپا را با خانواده همسرشان تنظيم کنند يعني کمک همسرمان باشيم درنيکي به والدينش.اما بايد دقت کرد که همه اينها با حفظ استقلال خانواده باشد. يعني وقتي خانواده ما کاري را براي خانواده خودش يا خانواده همسرش انجام مي دهد يک خانواده مستقل اين کار را انجام داده نه پسر براي پدرش يا دختر براي والدينش. اين مطلب جاي خودش بحث دارد و مي بايست در اين خصوص خيلي مهارت ها و خيلي آموزه ها آموزش داده شود.
* بهترين زمان براي ورود بچه ها به زندگي زناشويي، چه زماني است؟
ــ بهتر است بگويم مديريت زمان بچه دار شدن. اين موضوع تحت تاثير باورهاي گوناگوني است که در خانواده ها شکل گرفته است. مثلاً باور اينکه فرزند مزاحم خوشي و تفريح زوج است و يا اينکه فرزند ما را به ادامه زندگي مجبور مي کند و ما شايد بخواهيم از هم جدا شويم و يا ...شايد به جاي اينکه ما به افراد تقويم بدهيم، بهتر است باورهايشان را اصلاح کنيم که بچه موجب برکت در زندگي شماست. رسول خدا به بچه هاي شما مباهات مي کنند و اينکه فرزند، مزه زندگي را شيرين تر و مفهوم خانواده را بهترمي کند. مفاهيمي از اين دست بايد به باور تبديل شود و وقتي به باور تبديل شد در کنار برخي مهارتها و آموزه ها قرار بگيرد. مثلاً علوم پزشکي مي گويد که بارداري بالاي 35 سال ريسک بالايي دارد. اين يک آموزه است که اگراين مطلب را لحاظ کنند بعد خودشان مي توانند برنامه ريزي و زمان بندي کنند.
[ ] [ 18:5 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
[ ] [ 21:52 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
مردان معمولا به دو دلیل «تنوع طلبی» و «مسائل جنسی» دست به این کار میزنند. از این رو چنانچه همسر وی شناخت کاملی نسبت به نیازهای او داشته باشد و به آن نیازها نیز توجه کند در آن صورت این اتفاقات به ندرت پیش خواهد آمد. آنچه که مسلم است خیانت مردان به زنان یکی از راه های قطع ارتباط میان همسران است و زمانی که مردی مرتکب خیانت میشود دیگر همسر وی به او اطمینان ندارد و به دست آوردن مجدد این اطمینان کار بسیار دشواری است و چه بسا حتی دیگر این اطمینان به وجود نیاید. در بسیاری از موارد خیانت زمانی روی میدهد که هیچ گونه پیوند عاطفی میان زوجین وجود ندارد. یا اینکه مرد احساس می کند از نظر عاطفی به شخص دیگری غیر از همسر خود علاقه پیدا کرده و از صحبت کردن و در میان گذاشتن افکار و علایق خود با شخص دوم لذت میبرد و کم کم به این نتیجه میرسد که اوقات فراغت خود را به جای اینکه با همسر خود بگذراند با دیگری سپری کند. در واقع یکی دیگر از دلایل ارتباط مرد با شخصی دیگر عدم ارضای نیازهای روحی و عاطفی او درخانواده است چرا که زن نیز از ابتدا در خانواده آموزش محبت ورزیدن را ندیده است و نمی داند که چگونه باید به همسر خود محبت کند. از سوی دیگر بسیاری از مردان پس از زندگی زناشویی عشق و علاقه خود را به همسرشان از دست میدهند و از انجایی که به دلیل داشتن فرزند نمی توانندتصمیم به جدایی بگیرند راه دوم را که همان انتخاب فردی دیگر است در پیش می گیرند. آنها در توجیه رفتار نادرست خود، رفتارهای زشت، نق زدن های دائمی، نزاع ها و مجادله های همسر خود را عامل رفتار خود عنوان می کنند و معتقدند که خیانت بهترین راه فرار از خانه و خانواده است. هم چنین همین مردان گاهی عدم جذابیت همسر خود را از عوامل دیگر میدانند و گله مند هستند از اینکه همسرشان دیگر مانند سابق به ظاهر خود نمیرسد و توجه چندانی به آرایش و پوشش خود ندارد. [ ] [ 15:54 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
یکی از مشکلاتی که بعد از ازدواج در زندگی زناشویی مطرح است، «محدودکردن آزادیهای فردی» طرفین است. در این موارد افراد، اولین واکنشی که نسبت به این محدودیت از خود نشان میدهند «مقاومت» است.
برای مثال فردی قبل از ازدواج، هر روز جمعهها عادت داشته با دوستان خود به کوه و یا تفریح برود و زمانی که ازدواج میکند، همسرش با این موضوع مخالف است و در برابر او مقاومت میکند. مثلا زمانیکه فرد لباسهایش را میپوشد و آماده برای رفتن به بیرون از خانه میشود، همسرش سریع واکنش نشان میدهد و میگوید: «کجا، تو دیگر همسرداری و اگر جایی بخواهی بروی، باید با هم برویم».
در ابتدا زوجین این نوع رفتار را میپذیرند و برای هم دیگر گذشت میکنند؛ اما با مرور زمان مقاومت خود را آغاز کرده و میگویند:”«ماهم می خواهیم زندگی شخصی خود و آزادی فردی داشته باشیم».
زمانیکه زوجین در زندگی مشترک خود مقاومت میکنند، باعث میشود به تدریج در دید زن و شوهر یک مسابقهای ایجاد شود که در کجا همدیگر را آزاد و در کجا با هم به تفریح بپردازند. در نتیجه این رفتار باعث کلنجار و یا کل کل بین زوجین میشود.
مسئله اصلی این است که طرفین باید به همدیگر «اعتماد» داشته و همدیگر را در اینکه «رشد شخصی» داشته باشند، یاری کنند.
ازدواج پیوند بین دو نفر است؛ اما دو نفر مستقل. قرار نیست همه چیزها به همدیگر وابسته و محدود باشد.
در اینگونه مسائل، خیلی خوب است که همسران در زمینه تفریح، با هم «علایق مشترک» داشته باشند. مثلاً زن و شوهر دوست دارند با همدیگر برای تفریح به کوه بروند. این «علاقه مشترک» سبب میشود که با همدیگر به کوه بروند.
و اما اگر علایقشان با هم نخواند و مشترک نباشد؛ مثلاً اگر یکی از زوجین، دوست نداشت به کوه برود، خواه ناخواه زندگی خوبی نخواهند داشت. در این مواقع یک نفر باید ایثار کرده و قربانی علایق شخص مقابل شده و از خواسته و امیال خود بگذرد تا طرف مقابل خود را راضی نگه دارد.
این گونه رفتار کردن در دراز مدت مشکل ساز شده و فرد احساس میکند که در زندگی مشترک به رشد شخصی خود نرسیده و به خود نپرداخته است. در بسیاری از زوجهای جوان دیده میشود که این افراد بعد از سالها که زندگی مشترک داشتهاند، خسته میشوند و میگویند «ما دوست داشتیم سرکار رفته و یا کارهای هنری و نقاشی و یا کلاس های موسیقی برویم. حتی میخواستیم ادامه تحصیل داشته باشیم؛ اما فقط به صرف ازدواج نتوانستیم به هدفمان برسیم و کارهایمان بینتیجه مانده است».
در نتیجه در زندگی مشترک این مشکلات باعث می شوند که زندگی خوبی نخواهند داشت و می توان گفت: «اگر در زندگی شخصی راضی نباشد مسلما از زندگی زناشویی هم لذتی نمیبرد».
محترم شمردن قانون آزادی فردی در زندگی زناشویی
قانون آزادی های شخصی در قانون اساسی هر کشوری درج گردیده است و ما این قانون را برای خود محترم می شماریم و در ارتباط با دوستان و آشنایان تا حدودی رعایت می کنیم. اما متأسفانه در زندگی زناشویی خود را ملزم به رعایت این قانون نمی دانیم و زیر پا گذاشتن این قانون را با خواندن نامه ها و گوش دادن به تلفن های یکدیگر آغاز می کنیم؛ حتی در بسیاری موارد دیده شده که کیف های دستی و کمدهای شخصی دیگران را به صورت عادت می گردیم! و در پاره ای اوقات انجام این کارها را دلیل بر صمیمت در خانواده می دانیم. این گونه کارها نه تنها دلیل بر صمیمیت نیست بلکه موجب پایمال کردن آزادی های شخصی و در نظر نگرفتن فردیت افراد خانواده است. رعایت این قانون در مورد اوقات اشخاص هم صدق می کند. خارج از محیط خانه اگر بخواهیم با شخصی قرار بگذاریم، سعی می کنیم از او بپرسیم چه ساعتی مناسب است تا حتی الامکان از برهم خوردن برنامه او جلوگیری کنیم. رعایت چنین مسائلی در زندگی خانوادگی به خصوص در زندگی زناشویی هم لازم و ضروری است. اما رعایت اوقات فراغت زن و شوهر شاید از نظر ظاهر کمی غیر عادی باشد، زیرا طرز فکر حاکم بر اجتماع می گوید که آنها در هر صورت و در همه وقت باید از وظایف مادری و همسری خود پیروی کنند؛ ولی زنان می توانند علی رغم انجام وظایف مادری و همسری، اوقاتی را برای برنامه های شخصی اختصاص دهند؛ و رعایت چنین مسأله ای از طرف شوهران ضروری است. همچنین زنان باید در مورد شوهران خود این مسأله را رعایت کنند زیرا کار و مسؤولیت پی در پی روح و جسم آدمی را خسته می کند و داشتن سرگرمی و تفریح، لازم و ضروری است. گاهی بعضی از سرگرمی ها خانوادگی است و همه اعضا در آن شرکت می کنند، و گاهی خصوصی و فردی است. گاهی اوقات شوهر شما مشغول مطالعه است و یا تلویزیون تماشا می کند. زمانی هم ممکن است گلدان ها را جابجا کند. نباید اخم کنید و بگویید: «لعنت به این زندگی! از صبح تا شب سر کار هستی حالا هم که آمدی خانه، این طور وقت می گذرانی». نباید فراموش کنید که شوهر شما یک ماشین سخنگو نیست که بتواند دائماً در حال گفتگو باشد.
متأسفانه اکثر آدم ها از یک حقیقت کلی در مورد خود و دیگران غافل هستند، و آن این است که بنا به گفته خیلی از روان شناسان ، خداوند از هر کدام از انسان ها فقط یک نمونه خلق کرده است. شاید کسانی باشند که از نظر ظاهر و یا طرز فکر با ما شباهت های بسیار داشته باشند، اما هرگز هیچ انسانی نیست که از نظر اعتقادات، روش زندگی، طرز فکر و دیگر موارد زندگی به ما شباهت کامل داشته باشد. این گفته بدان معنا است که نباید انتظار داشته باشیم همیشه و در هر زمان اطرافیان ما کاملاً ما را درک کنند، زیرا انجام چنین کاری برای خود ما هم غیر ممکن است. شاید شما مدت زیادی را با دوستی که از خیلی جهات با شما هم عقیده است زندگی کنید، ولی روزی متوجه شوید که او قادر نیست کاملاً شما را درک کند؛ نباید فراموش کنید که او کپی شخصیت شما نیست: گاهی شما از درک او عاجز هستید و زمانی او از درک شما. اگر سعی کنید در رابطه با دوستان و آشنایان به خصوص در زندگی زناشویی این مسأله را در نظر بگیرید، هر روز زندگی شما بهتر و شیرینتر می شود.
روان شناسان و مشاوران خانواده معتقدند: برای اجتناب از این اتفاقات ناخوشایند، بهتر است زن و شوهر با همدیگر «مذاکره» کرده و به «توافق» رسیده و همدیگر را بپذیرند. مثلا بگویند:«درست است که در زیر یک سقف زندگی میکنیم و زندگی مشترک خوبی هم داریم؛ ولی زندگی خوب این است که سعی کنیم، همدیگر را تشویق کرده و کمک کنیم که به علایق شخصی و آزادیهای فردی خود بپردازیم». [ ] [ 9:11 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
«همسرم با غم تنهایی خود خو می کرد» [ ] [ 14:10 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
هیچكس فكر نمیكرد پس از ثبت مهریه در قانون حمورابی در حدود 3700 سال پیش، پسر رعنایی سراز پانشناخته 24 كیلو شمش طلا و 1364 سكه طلای بهار آزادی مهر معشوق خود كند به امید روزهای طلایی. قانون حمورابی برای نخستین بار، مهریه را به صورت رسمی همراه با ضمانت اجرایی ثبت كرد.
مهريه عروسهای قدیمی چه بود؟
البته از میزان و نوع مهریه در دیگر دورههای تاریخی همچون عصر كشاورزی، آهن و آتش و...، اطلاعی در دست نیست! آیا داس و محصول زراعی را مهر زنان خود میكردند و آیا مهریه شدن دایناسورها دلیلی بر انقراض آنها بوده است! پاسخش بماند تا كشف دادههای جدید... اما مهر یا همان مهریه به مالی گفته میشود كه هنگام عقد نكاح، مرد باید آن را به همسرش بپردازد. مهر لازمه نكاح است و دارای الزام قانونی سخت و سفت است. میزانش به صورت توافقی است گاه جنگ سختی در میگیرد در این میان و عقد ناخوانده را باطل میكند.
مادر بزرگ مهرش را گرفت، نگرفت؟!
میآمدند و میماندند تا آخرش؛ مادربزرگ و پدربزرگها را میگویم كه وقتی زندگیشان را در اتاقی از خانه پدری شروع میكردند، تمام رویاهایشان را نیز در همان اتاقك در ذهن خود نقاشی میكردند برای همدیگر.عروس با لباس سفید میآمد و با رخت سفید رخت برمیبست. میدانید كه ازدواج در آن روزگار سبك دیگری بود؛ یك روز مادر، دختری را كه در مهمانی یا گرمابه دیده بود انتخاب میكرد بعد... یا یكی از آشنایان و فامیلهای خود را به پسرشان پیشنهاد میدادند و پسر هم به رسم روزگار قند در دلش آب میشد و بیدرنگ موافقت میكرد.
میرفتند خواستگاری و همه چیز به همین سادگی آغاز میشد و عروسی شكل میگرفت. مهریه نیز وزن و میزانش آنقدر بود كه جوان قدیم میتوانست آن را ادا كند. در بسیاری موارد همان زمان عقد، مهریه پرداخت میشد. در بیشتر موارد هم عروسهای قدیم آن را نمیگرفتند، تنها مهریه میماند در قباله ازدواج.
میزان این مهریهها كه بیشتر به صورت نقدی یا ملكی بود برحسب پایگاه اقتصادی و اجتماعی، نوع فرهنگ و عرف، مكان و موقعیت جغرافیایی متغیر بود. آینه و شمعدان و یك جلد مصحف شریف، تقریبا پای ثابت بیشتر مهریهها بود.
مهریهها در دهه 20 كه از 100 تومان بندرت فراتر میرفت، درست در دهه 40 به حدود هزار تومان رسید. در همین دهه قیمت متوسط یك خانه 200 متری در شهر تهران با همه مصالح آجر و آهن، چیزی حدود 10 هزار تومان است.
در دهه 50 كمكم پای طلا به مهریهها باز شد و در سالهای پس از 58 سكه بهار آزادی تقریبا در بیشتر عقدنامهها جا خوش كرد تا هر روز تن مردانی را كه كوچكترین اختلافی با زوجه محترمه دارند، از نوسان نرخ آن به لرزه دربیاورد
یك برش زمانی
نه این كه فكر كنید زیاد بودن میزان مهریه مختص و منحصر به زمان ما بوده است؛ اصلا. زوجهای جوان در دوران ایران باستان هم حس جوانهای امروزی را داشتند. عقدنامههای پهلوی و پازند كه مربوط به دوران زرتشتی است، نشان میدهد میزان مهریه در آن دوران خیلی زیاد بوده است.
در یكی از این سندها چنین آمده است: «به نام آفرین دادار هروسب آگاه... بخشش كند 2000 درم سیم سپید ویژه(ناب) و دو دینار زر سرخ سره نیشابوری به نام و سروری فلانی رسید. در حضور شما خویشاوندان این سروری كه به وصلت مسطور هر دو آمد، فلانی در حضور شما در مورد دادن مبلغ فوق و نیز وفای به عهد به زبان قبول كرد...».
جالب این كه پس از این دوره، میزان مهریه رو به كاستی گذاشت. فكرش را هم نكنید كه داماد در صورت توانایی و استطاعت لازم باید آن را پرداخت میكرد؛ خیر. مهریه در گذشته به صورت عندالمطالبه بوده است. كافی بود عروس خانم لبتر كند...
از طرف دیگر ادیان آسمانی خود متغیرهای مهمی در میزان و نوع مهریه بودهاند. مهریه در دین یهود نیز برای عقد نكاح، الزامی است اما هنگامی پرداخت میشود كه زن از همسر خود جدا شود، در غیر این صورت مهریه پرداخت نخواهد شد. در گرایش كاتولیك اصلا چیزی به نام مهریه وجود ندارد، میان پروتستانها هم این امر تا اندازهای اختیاری است. مهريه عروسهای قدیمی چه بود؟
پولهایی كه سكه شدند
در دهه 50 كمكم پای طلا به مهریهها باز شد و در سالهای پس از 58 سكه بهار آزادی تقریبا در بیشتر عقدنامهها جا خوش كرد تا هر روز تن مردانی را كه كوچكترین اختلافی با زوجه محترمه دارند، از نوسان نرخ آن به لرزه دربیاورد.
به گفته یك كارشناس حقوقی دلیل این كه پول و ملك جای خود را به سكههای زرین بهار آزادی در مهریه دادند، به این دلیل است كه چون همیشه چیزی به عنوان مهریه قرار میگیرد كه دارای ارزش باشد و بر ارزش آن افزوده شود، در زمانهای گذشته، وجه نقد و ملك متداولترین مهریهها محسوب میشدند اما به مرور زمان، از آنجا كه ارزش پول و ملك با سرعت بسیار پایینی رشد میكرد، جایگاه خود را به عنوان مهریه كمكم از دست داد. ازطرفی سكههای طلا به دلیل اینكه ارزش مادی داشت و همواره بر ارزش آن افزوده میشد، جایگزین این موارد شد.
19 مثقال و نیم؛ همین!
گفتیم حتی نوع مهریه بسته به نوع فرهنگ و دیگر شرایط متفاوت است؛ در حالی كه میزان مهریههای سنگین امری معمول در كلانشهرها شده است، اما در برخی شهرهای ایران، میزان مهریه چندان از متغیرهایی همچون تورم و چشم و همچشمی تبعیت نمیكند.
بهطور مثال در شهرهایی مانند مریوان، بانه، پاوه و دیگر شهرها و روستاهای مجاورآن، میزان مهریه در تمام خانوادهها از هر طبقه اقتصادی و اجتماعی كه باشند، تنها 19 مثقال و نیم طلاست. آنها دلایل زیادی برای این میزان مهریه دارند.
جدای از این مساله، یكی از دغدغههای قانونگذاران همین موضوع مهریه و میزان آن است. چرا كه عدم توان پرداخت مهریه از سوی بسیاری از مردها، موجب شده است كه بار پروندههای قضایی و آمار زندانیان مربوط به این مساله افزایش یابد.
در یكی از آخرین تغییرات قانونی در چند روز گذشته كه به تصویب مجلس رسید، از این پس ضمانت اجرای حبس زوج از مهریههای بالای 110 سكه حذف شده و اجبار به پرداخت مهریه بالاتر را مشروط به احراز توانایی زوج كرده است.
[ ] [ 20:38 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
اگر بهتازگی زندگی مشترک خود را آغاز کردهاید، با رعایت نکات ساده و در عین حال، بسیار حساس زیر، میتوانید از زندگیتان لذت برده و برای همسرتان، همراهی همیشگی باشید. 1 - به یاد خدا باشید و از او کمک بخواهید با یاد خدا، دلها آرام میگیرد و مطمئن باشید خداوند به شما کمک خواهد کرد. 2 - هدفی مشترک را در نظر بگیرید با همفکری برای خود و همسرتان، هدف مشترکی داشته باشید و برای رسیدن به آن، یکدیگر را کمک کنید. 3 - خودخواه و خودرای نباشید خودخواه و خودرأی نباشید تا بتوانید لذتهای معنوی را درک کنید 4 - عیبهای خود را ببینید فقط بهدنبال عیبجویی از همسرتان نباشید، عیوب خود را نیز رفع کنید. 5 - قدرشناس باشید قدر محبتهای پدر، مادر، همسر و دوستانتان را بدانید و سپاسگزار الطاف خداوند باشید تا به تقدیرهای او راضی شوید. آنچه مورد رضایت خداوند نیست را انجام ندهید تا اطمینان و عزتنفس بیشتری بیابید. 6 - اهل عمل و مسۆولیتپذیر باشید بهجای توقعداشتن از دیگران، به فکر انجام مسۆولیتها و وظایف خود باشید. 7 - به ارزشهای اعتقادی و فرهنگی یکدیگر احترام بگذارید 8 - مثبت بیندیشید و اضطراب را از خود دور سازید اگر بپذیرید هرکاری از جانب خداوند خیر است، در زندگی اضطراب نخواهید داشت. 9 - هرگز دشنام ندهید و جدال نکنید بحث و جدل، تش کینه را در دل شعلهور ساخته و حرمت میان زن و شوهر را خدشهدار میکند. 10 - دلی آرام و نیکخواه داشته باشید دلآرامی، یکی از راههای برقراری صلح و صفا بین شما و همسرتان است. برای رسیدن به آرامش، باید به خداوند نزدیک شد. از ویژگیهای همسر دلآرام، مثبتاندیشی، ایمان، جاذبهی فکری و امیدواریاست. 11 - عاشقانه زندگی کنید برای رسیدن به عشق، از انجام هیچکاری کوتاهی نکنید. 12 - معناجو باشید حساسیتهای رفتاری همسرتان را بشناسید تا موجب بروز اختلال در روابطتان نشود. 13 - پیش از صحبت، تفکر کنید هرگاه حرفی میزنید، از قبل، به عواقب آن فکرکنید تا بعد، شرمنده و پشیمان نشوید. با توجه به شرایط روحی و جسمی همسرتان حرف بزنید و از پرحرفی بپرهیزید. 14 - تا جاییکه میتوانید، با یکدیگر غذا بخورید جمعشدن افراد خانواده دور میز یا سفرهی غذا، موجب افزایش روابط عاطفی و احساس نزدیکی بیشتر آنان خواهد شد. 15 - شبکهی ارتباطی خود را گسترش دهید یکی از علتهای ایجاد افسردگی در خانوادهها، قطع ارتباط با محیط بیرون از خانه است. اگر شما و همسرتان، نظرات متفاوتی در مورد نوع تفریح و ارتباطات دارید، چیزی را انتخاب کنید که تا حد ممکن، هر دو، آنرا ترجیح میدهید. 16 - به رشد یکدیگر کمک کنید زن و شوهر باید بهمنظور رسیدن به درجات معنوی والاتر، ادامهی تحصیل، اشتغال و... شرایط رشد و پیشرفت یکدیگر را فراهم کنند. 17 - به یکدیگر هدیه دهید به همسرتان هدیه بدهید چون نشانمیدهد به او توجه دارید. 18 - خوش اخلاق باشید. 19 - بیریا و صادق باشید اگر با اطرافیان خود صادقانه برخورد کنید، علاوهبر راحتی خودتان، آنان هم شما را آسانتر میپذیرند. 20 - بهعهد خود وفا کنید اگر قولی به همسرتان میدهید، تمام تلاش خود را برای عملکردن به آن، بهکار گیرید. 21 - از نصایح و تجربیات پدر و مادرتان استفاده کنید استفاده از نصایح دیگران، به این معنا نیست که به آنان اجازهی دخالت در زندگی خصوصی خود را بدهید، بلکه از تجربیات آنان استفاده کنید. 22 - همسر خود را با دیگران مقایسه نکنید اگرچه افراد نقایصی دارند اما خوبیهایی هم دارند. سعیکنید به نکات مثبت همسر خود فکر کنید. 23 - عیبپوشی کنید همیشه اول، خوبیهای همسرتان را به او بگویید و بعد با ظرافت، انتقاد کنید و سعی نمایید معیار نقدهایتان، منطقی و قابل قبول باشد. همچنین هرگز نزد دیگران، عیب همسرخود را بازگو نکنید. 24 - خانوادهگرا باشید همیشه برای خانوادهتان اعتبار قائل شوید و به رشد و پیشرفت هم کمک کنید. 25 - عذرخواه باشید و خود نیز عذر دیگران را بپذیرید. 26 - رازدار باشید هم اسرار همسرتان را نزد دیگران و هم اسرار دیگران را نزد همسرتان فاش نکنید. 27 - صبور و باگذشت باشید صبر و گذشت موجب میشود دوستی صمیمی برای همسرتان باشید. 28 - همسرتان را از وضعیت اقتصادی موجود، آگاه کنید از درآمد هم، مطلع باشید تا با همفکری، برنامهریزی بهتری انجام دهید. 29 - به خلوت یکدیگر احترام بگذارید گاهیاوقات افراد نیاز دارند با خود خلوت و تفکر کنند؛ در اینصورت، آرامش همسرتان را بههم نزنید. 30 - به فکر ایجاد تغییرهای مثبت در خود و همسرتان باشید سعیکنید تغییر در حرکت بهسمت تعالی و بالندگی باشد و پیش از تغییر، راههای درست ایجاد آنرا بدانید.
[ ] [ 16:48 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
ممكن است شما هم مثل خيليهاي ديگر فكر كنيد مردها دوست ندارند احساساتشان را به اشتراك بگذارند. اغلب ما گمان ميكنيم كه آنها ذاتا همينطور هستند و با چنين شخصيتي به دنيا آمدهاند و به همين دليل هيچ كاري براي تغيير اين جنبه از شخصيتشان نميتوانيم بكنيم اما كمي بيشتر به اين موضوع فكر كنيد. شايد دليل اينكه شما و همسرتان نميتوانيد در مورد احساسات با هم حرف بزنيد شخصيت او نباشد بلكه باورهاي نادرست شما چنين فاصلهاي را ميانتان ايجاد كرده است. تا زماني كه شما فكر ميكنيد صحبت كردن از احساسات براي يك مرد، يك مشكل بزرگ است، قطعا نميتوانيد آنطور كه بايد به او نزديك شويد و با نفوذكردن در احساساتش حرف دلش را هم بشنويد. مردها هم در مورد احساساتشان حرف ميزنند و هم با زبان بيزباني آن را به ما نشان ميدهند. فقط كافي است، زبانشان را بشناسيد تا حرف دلشان را بفهميد. به اين 12 توصيه عمل كنيد. نتيجهاش را خيلي زود خواهيد ديد.
مردها فکر میکنند اگر بعضی مشکلات را با همسرشان درمیان نگذارند و یکتنه آنرا حل کنند، مردانگیشان بیشتر میشود. آنها دوست دارند گاهی ژانوالژان زندگی شما باشند. برای حل یک مشکل بزرگ دیر به خانه بیایند و به شما بگویند که سر کار بودهاند
زن زندگي باشيد تا حسش را به شما بگويد
حالا ميخواهيم يك راز بزرگ را برايتان فاش كنيم. مردها نه دوست دارند خيليخيلي رمانتيك و احساساتي باشند و نه اينكه احساساتشان را كاملا پنهان و سركوب كنند. يك مرد براي اينكه از احساساتش حرف بزند، بايد در مقابل همسرش احساس امنيت كند. او بايد فكر كند، احساساتش براي شما ملموس و قابلپذيرش است و بدون اينكه در موردشان قضاوت كنيد آنها را ميشنويد. در بسياري مواقع مردها فكر ميكنند، با همسرشان زبان مشتركي ندارند و حرف زدن از احساساتشان به قيمت يك سوء تفاهم بزرگ تمام ميشود. بههمين دليل آنها تا نشانههاي درست نبودن اين موضوع را در شما و زندگيشان نبينند، از آنچه درونشان ميگذرد حرف نميزنند.
يادتان نرود كه مردها از قضاوت شدن متنفرند و از اينكه احساساتي كه به زبان ميآورند بعدها بهعنوان يك مدرك جرم عليهشان استفاده شود، ميترسند. آنها فكر ميكنند، يك حرف ساده ميتواند روزها در ذهن شما پرورش پيدا كند و زندگي را از اينكه هست سختتر كند.
صادقانه بشنويد
به همين دليلي كه گفتيم، ممكن است شما احساسات خصمانهتان را پنهان كنيد و در لحظهاي كه او از احساساتش حرف ميزند وانمود كنيد كه دركش ميكنيد و همه چيز برايتان قابل پذيرش است اما بايد بدانيد كه اين بدترين راه است.
اگر او بفهمد كه همدردي شما صادقانه نيست و قضاوت ديگري روي حرفهاي او داريد اما نشان نميدهيد، قطعا از آن به بعد روي احساساتش سرپوش خواهد گذاشت. او اين نقاب دروغين را روي صورت شما تشخيص خواهد داد و به محض ديدنش از شما فاصله خواهد گرفت. به جاي اين كار، اجازه بدهيد كه او حتي آسيبپذيريتان را ببيند و به جايش نوعي حس اعتماد را در شما تشخيص دهد. خب، حالا حتما اين سوال برايتان پيش ميآيد كه اگر احساساتي مثل سردرگمي، عصبانيت يا ناامني در شما ظاهر شد باز هم بايد آنها را نشان دهيد يا نه. در مرحله بعد جواب اين سوالتان را خواهيد گرفت.
پروندهسازي نكنيد
اگر همسرتان فكر كند كه نشان دادن احساساتش ميتواند شروع يك جنگ خانگي باشد، قطعا روي آنها سرپوش خواهد گذاشت. يادتان نرود كه مردها از قضاوت شدن متنفرند و از اينكه احساساتي كه به زبان ميآورند بعدها بهعنوان يك مدرك جرم عليهشان استفاده شود ميترسند. آنها فكر ميكنند، يك حرف ساده ميتواند روزها در ذهن شما پرورش پيدا كند و زندگي را از اينكه هست سختتر كند. به همين دليل ترجيح ميدهند، ترسهايشان از روزهاي سخت زندگي، مشكلات مالي، مسائل كاري و حتي اختلافاتشان با شما را براي يك فرد كاملا غريبه شرح دهند تا اينكه با گفتنشان براي شما فاصله ميانتان را بيشتر كنند.
رفتارهايش را تحليل كنيد
مردها ترجيح ميدهند، احساساتشان را از طريق حركات و رفتارهايشان به شما نشان بدهند، نه اينكه بگوييم هيچوقت از زبان يك مرد «دوستت دارم» را نميتواني بشنوي اما اگر فكر ميكنيد او قرار است هر روز با يك دسته گل به خانه بياييد و بعد از سلام اين جمله را بگويد در اشتباهيد. اگر همسرتان عاشقتان باشد، در بيشتر شدن تلاش و انگيزهاش براي پيشرفت، حمايت كردن و مراقبت از شما و ميلش براي تفريح از شيوههاي شما و بودن با آدمهاي مورد علاقهتان نشان داده خواهد شد. عشق از نظر يك مرد يعني تلاش بيشتر براي ساختن يك زندگي آرامتر؛ زندگياي كه در آن همسرش بتواند بدون دغدغه و با آرامش در كنارش بماند. پس اگر او در كارش پيشرفت ميكند، اگر سعي ميكند كه عادتهايي كه شما دوست نداريد را كنار بگذارد، اگر به فكر پسانداز يا خريد خانهاي بهتر است يا اينكه براي مسافرت 2 نفرهتان بدون اصرار شما و خودخواسته برنامهريزي ميكند... پس يعني به زبان بيزباني ميگويد كه دوستتان دارد.
به او حس امنيت دهيد
شما دوست داريد كه در لحظهاي كه سكوت كردهايد و در لاك خودتان فرو رفتهايد، همسرتان كنارتان بنشيند و در مورد حسي كه در اين لحظه داريد با شما حرف بزند. حتي دوست داريد بپرسد كه چرا در روزهاي گذشته آرام بودهايد و چه چيزي شما را آزار ميدهد. اين جرقه كافي است تا شما از تمامي احساساتي كه در اين ماهها به شما هجوم آوردهاند صحبت كنيد و ذهنتان را آرام كنيد اما در مورد مردها اينطور نيست. آنها مثل شما نميتوانند در اتوبوس، مترو و شهربازي و حتي مراكز خريد از حسشان حرف بزنند. آنها يك مكان امن ميخواهند و يك زمان مناسب. مردها دوست ندارند كه مدام در مورد حسشان پرسوجو كنيد. فقط دوست دارند كه شرايطي امن را فراهم كنيد تا خودشان اين واقعيتهاي دروني را بيرون بريزند.
احساساتتان را بدون مقصر دانستن او نشان دهيد
شما اجازه داريد كه احساساتتان را نشان دهيد اما واكنشهاي خشمگينانه يا سرزنش را نه! حتي نبايد براي به اشتراك گذاشتن حس درونيتان به او بگوييد كه بايد يكتنه اوضاع را تغيير دهد و در غير اين صورت عواقب اين كار راميبينيد. پس اگر حتي يكبار ديگر خواستيد به او بگوييد كه چه بكند و چه نكند، حتما خودتان را متوقف كنيد و جلوي بيان كردن چنين جملاتي را بگيريد.
براي اينكه از پس اين مرحله بربياييد بايد احساسات خودتان را بشناسيد. ترس، خشم، ناامني و حتي خستگي ميتواند باعث بروز واكنشهاي كنترل نشدهاي شود اما اگر شما روي بدن و ذهنتان كنترل داشته باشيد، ميتوانيد بدون نشان دادن واكنشهاي هيجاني حستان را بيان كنيد يا اگر به جاي اينكه بگوييد از امشب بايد زودتر به خانه برگردي، بگوييد اين روزها كمي غمگينم و دوست دارم وقت بيشتري را با تو بگذرانم. در اين شرايط، اينكه شما حستان را از راهي امن با او درميان ميگذاريد به او احساس آرامش خواهد داد و باعث خواهد شد كه او هم بدون ترس از قضاوت شدن يا سرزنش شدن با شما حرف بزند. ميبينيد؟ شما كار عجيبي نكردهايد. فقط احساساتتان را بدون اينكه او را مقصر بدانيد يا بخواهيد بهخاطر ترس از واكنشهاي شما اوضاع را تغيير دهد، بيان كردهايد.
حرفهايش را باور كنيد
برخلاف زنها كه براي نشاندادن حسشان برنامه ميريزند يا نارضايتيشان را به زبان بيزباني ميگويند، مردها خيلي ساده آنچه در دلشان هست را نشان ميدهند. در اغلب موارد دل و ذهن آنها يكي است و اغلب مردها دليلي نميبينند كه با نشان دادن احساسات دروغين همسرشان را فريب دهند. شايد شما فكر كنيد كه او تظاهر به دوست داشتنتان ميكند اما در دلش چيز ديگري ميگذرد. بايد بگوييم كه در اغلب موارد اين تصور اشتباه است. اگر مرد شما ميگويد كه دوستتان دارد يا اينكه همانطور كه گفتيم، در رفتارهايش اين را نشان ميدهد، پس حتما دوستتان دارد.
رفتارهايش را در جمع ببينيد
شيوهاي كه او در ميان جمع با شما برخورد ميكند يكي از مهمترين نشانههاست. آيا در مقابل ادعاها يا برخوردهاي نادرست ديگران از شما حمايت ميكند؟ يا اينكه وقتي دوست شكست خوردهاش از زندگي تلخ و همسر ناسازگارش ميگويد، او دلدارياش ميدهد و ميگويد كه همه زنان اينطور نيستند و همسر خودش را مثال ميزند؟ آيا بعد از هر مهماني از شما قدرداني ميكند و به خاطر اينكه در مقابل ديگران او را سربلند كردهايد از شما تشكر ميكند؟ اگر اينطور باشد بايد بگوييم كه او يك مرد عاشق است.
زيادي از احساساتتان حرف نزنيد
شما فكر ميكنيد كه اگر احساساتتان را با او قسمت كنيد، او هم از احساساتش با شما صحبت خواهد كرد و به همين دليل با وجود مقاومتهاي او هر روز و هر لحظه ميخواهيد حستان را با او در ميان بگذاريد.
اين درحالي است كه مردها روند احساسي متفاوتي دارند و اين راهي كه در پيش گرفته بههيچوجه در مورد او كارگر نخواهد شد.
گفتن بيوقفه از احساسي كه داريد ميتواند نتيجه برعكسي داشته باشد چون كه مرد شما وقتي اين قدر زياد و اغراق شده در معرض حستان قرار ميگيرد نه تنها تمايلي براي شنيدن آن نخواهد داشت و آن را جدي نخواهد گرفت بلكه خودش هم گارد بيشتري ميگيرد و سعي ميكند آنچه در او ميگذرد را با شما در ميان نگذارد.
به رازهایش نزدیک نشوید
اگر فکر میکنید که راه نزدیک شدن به یک مرد کند و کاو در گذشتهاش است اشتباه میکنید.
درست است! شما دوست دارید او را بیشتر بشناسید و از آنجایی که نسبت به او نوعی احساس مالکیت دارید، دلتان میخواهد که از همه راز و رمزهایش باخبر شوید اما دست نگهدارید. حتی اگر پذیرش این موضوع سخت باشد باید باور کنید که آدمها برای زنده بودن به تعداد کمی راز احتیاج دارند. اجازه بدهید که برخی از گوشههای گذشتهاش برای او مثل یک راز باقی بماند. مطمئن باشید تا آنجا که برایش ممکن باشد از زندگی گذشتهاش برایتان حرف خواهد زد اما اگر در مواردی سکوت میکند، نباید او را به دروغگویی متهم کنید یا با قهر و تحت فشار قرار دادنش او را مجبور به فاش کردن رازهایش کنید. زندگی او از زمانی که با شما آشنا شده متعلق به شماست، پس بگذارید که گذشته در گذشته باقی بماند. اگر این راه را بروید، میتوانید اعتماد او را بیشتر به سمت خودتان جلب کنید و باعث شوید که در تمام مراحل زندگی مشترکتان با شما صادق باشد و برای گفتن حرفهایش همیشه به شما پناه بیاورد.
رازدار باشيد
در بعضي مواقع هم مردها به خاطر ترس از فاش شدن رازها و حتي همين احساسات سادهشان براي ديگران، دوست ندارند در موردشان براي شما حرف بزنند. آنها فكر ميكنند كه ابراز عشق، دعواهاي بزرگ و كوچك و مشكلات و خوشيهاي زندگيشان در يك چشم به هم زدن به ديگران مخابره ميشود و روي قضاوتشان تاثير ميگذارد. به همين دليل ترجيح ميدهند به جاي حرفزدن از احساسات مثبت و منفيشان، آنها را در دلشان نگه دارند و با شما قسمتشان نكنند.
بگذارید مرموز بماند
در تمام این بخشها سعی کردیم از راههایی صحبت کنیم که با کمکشان میتوانید مردتان را به حرف بیاورید و راهی را برای آشکار کردن احساساتش کشف کنید اما در این قسمت به شما میگوییم که بهتر است گاهی به این محدوده وارد نشوید. شاید تعجب کنید و بگویید به عنوان همسرش حق دارید همه چیز را در مورد زندگیاش بدانید و از این طریق میخواهید بارش را سبکتر کنید. ولي گاهی مردها با بیان نکردن احساسات یا مشکلاتشان، اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکنند. اگر بخواهیم این موضوع را سادهتر توضیح دهیم، باید بگوییم که مردها فکر میکنند اگر بعضی مشکلات را با همسرشان درمیان نگذارند و یکتنه آنرا حل کنند، مردانگیشان بیشتر میشود. آنها دوست دارند گاهی ژانوالژان زندگی شما باشند. برای حل یک مشکل بزرگ دیر به خانه بیایند و به شما بگویند که سر کار بودهاند. به یکی از دوستانشان پول قرض بدهند و به شما بگویند که نمیدانند چرا از حسابشان پول کسر شده و حتی برای خرید یک هدیه مرخصی بگیرند و به شما بگویند سرکارند. اگر به مردتان اعتماد دارید، همیشه به حيطه خصوصیاش وارد نشوید و بگذارید با این تصور که بخشی از زندگی و اتفاقاتش را به تنهایی مدیریت میکند،احساس بهتری پیدا کند. بعید نیست که شما با توجه به شناختی که از او دارید همه این پنهانکاری را کشف کنید اما نباید به او بگویید که سر از پنهانکاریهایش درآوردهاید.
[ ] [ 16:47 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم
[ ] [ 4:37 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
یک خانم خوشگل و يك آقاهه كه سوار قطاري به مقصدي خيلي دور شده بودند، بعد از حركت قطار متوجه شدند كه در اين كوپه درجه يك كه تختخواب دار هم مي باشد، با هم تنها هستند و هيچ مسافر ديگري وارد كوپه نخواهد شد. ساعت ها سفر در سكوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتني بافتن بود. شب كه وقت خواب رسيد، خانم تخت طبقه بالا و آقاهه تخت طبقه پايين را اشغال كردند. اما مدتي نگذشته بود كه خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقاهه را صدا زد و گفت: ببخشيد! ميشه يه لطفي در حق من بفرماييد؟ - خواهش ميكنم! - من خيلي سردمه. ميشه از مهماندار قطار براي من يك پتوي اضافي بگيريد؟ مرد جواب داد : من يه پيشنهاد بهتر دارم! زن : چه پيشنهادي؟ مرد: فقط براي همين امشب، تصور كنيم كه زن و شوهر هستيم. زن ريزخندي كرد و با شيطنت گفت: چه اشكال داره، موافقم! - قبول؟ - قبول مرد گفت: خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو، برو از مهموندار پتو بگير. يه ليوان چائي هم براي من بيار. ديگه هم مزاحم من نشو.
[ ] [ 0:28 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
[ ] [ 17:28 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
قابل توجه خانم هاي محترم
دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند. عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد. داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند. دخترمعجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد. هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند. داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است. http://mehrbaran49.blogfa.com/
[ ] [ 14:37 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
[ ] [ 13:59 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
داستان طلاق برنامه ريزي شده با اصرار از شوهرش میخواهد که طلاقش دهد. شوهرش می گوید چرا؟ ما که زندگی خوبی داریم. از زن اصرار و از شوهر انکار. در نهایت شوهر با سرسختی زیاد میپذیرد، به شرط و شروط ها. زن مشتاقانه انتظار میکشد شرح شروط را. تمام ۱۳۶۴ سکهٔ بهار آزادی مهریه آت را میباید ببخشی. زن با کمال میل میپذیرد. در دفترخانه مرد رو به زن کرده و می گوید حال که جدا شدیم. لیکن تنها به یک سوالم جواب بده. زن میپذیرد. مرد مي پرسد: چه چیز باعث شد اصرار بر جدائی داشته باشی و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه ات که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن را بزنی؟ زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد: طاقت شنیدن داری؟ مرد با آرامی گفت: آری. زن با اعتماد به نفس گفت: ۲ ماه پیش با مردی آشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود. از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او، تا زندگی واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم. مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست. زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت. وقتی به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد. نامهای در کیفش بود. با تعجب بازش کرد. خطّ همسر سابقش بود. نوشته بود: فکر میکردم احمق باشی ولی نه اینقدر. نامه را با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده کرده بود رفت. منتظر بود که تلفنش زنگ زد. برق شادی در چشمانش قابل دیدن بود. شمارهٔ همسر جدیدش بود. تماس را پاسخ گفت: سلام کجایی پس چرا دیر کردی؟ پاسخ آن طرف خط تمام عالم را بر سرش ویران کرد. صدا، صدای همسر سابقش بود که می گفت: باور نکردی؟ گفتم فکر نمی کردم اینقدر احمق باشی. این روزها می توان با يك میلیون تومان مردی ثروتمند کرایه کرد تا مردان گرفتار از شرّ زنان احمق با مهریههای سنگینشان نجات یابند.
[ ] [ 13:51 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
[ ] [ 11:6 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
[ ] [ 11:5 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
[ ] [ 2:49 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
تقریبا
بیشتر حقوقدانها و مشاوران خانواده بر این نکته اتفاق نظر دارند که داشتن
شروط ضمن عقد از داشتن مهریههای سنگین بهتر است چون شروط ضمن عقد تلاشی
است برای برابر شدن حقوق زن و مرد از صفحات سند چند برگی ازدواجتان کدام یکی را بدقت خواندهاید؟ فقط صفحه مربوط به مهریه را یا صفحه شروط ضمن عقد را؟ یا صفحهای که نام و مشخصات شما و همسرتان را کنار تاریخ عقد ثبت کرده؟ شما در عقدنامهتان بیشتر دنبال خاطرهها میگردید یا واقعا میدانید روزی که پشت سرهم زیر صفحاتی را که سردفتر تند و تند آنها را ورق میزند، امضا میکردید چه بار مسوولیتی را به دوش گرفتهاید؟ شروط دوازدهگانه در
یکی دیگر از بندهای عقدنامه آمده است زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق
توکیل به غیر داد که با رجوع به دادگاه و دریافت مجوز پس از انتخاب نوع
طلاق خود را مطلقه کند. پیداست اگر مردی با این شرط موافقت کند زن میتواند
در دادگاه اقامه دعوا کرده و تخلف زوج از شروط مندرج در عقدنامه را اثبات
کند و با حکم دادگاه به دفترخانه رسمی طلاق مراجعه کند چون در این صورت از
سوی زوج وکیل است که اصالتا ( شخص خودش ) یا وکالتا ( با انتخاب وکیل و
تفویض وکالت به وی ) خود را مطلقه کند. نکته : تقریبا بیشتر حقوقدانها و مشاوران خانواده بر این نکته اتفاق نظر دارند که داشتن شروط ضمن عقد از داشتن مهریههای سنگین بهتر است چون شروط ضمن عقد تلاشی است برای برابر شدن حقوق زن و مرد. پس لازم است مردها بدانند اگر پای چنین شرطی در عقدنامه را امضا میکنند حق طلاق را در صورت تحقق این دوازده شرط به همسرشان دادهاند: 1 - خودداری شوهر از دادن نفقه زن به مدت 6 ماه به هر عنوان حتی با توسل به اجبار 2 - سوءرفتار یا سوءمعاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل کند 3 - ابتلای زوج به بیماریهای خطرناک و درماننشدنی به نحوی که دوام زندگی زناشویی را برای زوجه به خطر بیندازد 4 - جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد 5 - بیتوجهی به رای دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد 6 - محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات 5 سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی که بر اثر ناتوانی در پرداخت منجر به 5 سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی منتهی به 5 سال بازداشت یا بیشتر شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد 7 - ابتلای زوج به هر گونه اعتیاد مضر که به تشخیص دادگاه به زندگی خانوادگی خلل وارد کند 8 - زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند یا 6 ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت کند 9 - محکومیت قطعی زوج در ارتکاب به جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حد و تعزیر که آبروی زوجه را به خطر بیندازد 10 - باردار نشدن زوجه از زوج بعد از 5 سال به علت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر 11 - مفقود الاثر شدن زوج و مراجعه نکردن به دادگاه 6 ماه بعد از مراجعه زوجه به دادگاه و ازدواج مجدد زوج بدون رضایت زوجه یا اجرا نکردن عدالت بین همسران به تشخیص دادگاه پس
با تحقق هر یک از این شروط و اثبات آن در دادگاه، زن میتواند با استفاده
از وکالت ضمن عقد با مراجعه به دادگاه خانواده و پس از قطعیت حکم نسبت به
اجرا و ثبت صیغه طلاق در دفتر رسمی ثبت طلاق اقدام کرده و خودش را مطلقه
کند. شروط ضمن عقد تقریبا
بیشتر حقوقدانها و مشاوران خانواده بر این نکته اتفاق نظر دارند که داشتن
شروط ضمن عقد از داشتن مهریههای سنگین بهتر است چون شروط ضمن عقد تلاشی
است برای برابر شدن حقوق زن و مرد اما مهریه پولی است که زیاد هم نسبت به
وصول آن نمیتوان امیدوار بود. برای همین زوجها قبل از جاری شدن صیغه عقد
میتوانند توافق کنند تا حقوقی چون حق تحصیل، اشتغال، حق انتخاب محل سکونت
یا شرط تضمین پرداخت مهریه از سوی یک یا 2 نفر از اعضای خانواده یا آشنایان
زوج را در عقدنامه درج کنند. در
واقع شرط وکالت در طلاق یا همان چیزی که مردم به عنوان حق طلاق میشناسند
هم از جمله این شروط است. این شرط به زن حق میدهد تا خود را وکالتا طلاق
دهد یعنی زن وکیل مطلق از طرف شوهر خود باشد که هر زمان بخواهد یا پس از
تحقق امری معین و اثبات آن در دادگاه خود را مطلقه کند. البته
درج این شرط در عقدنامه به این معنی نیست که دیگر مرد نمیتواند همسرش را
طلاق دهد. در واقع مرد در شروط ضمن عقد فقط به صورت وکالتی این حق را به
همسرش میدهد و زن هم به عنوان وکیل در طلاق این را میداند که این حق یا
شرط ضمن عقد به معنای انتقال کامل و مطلق حق از سوی شوهرش نیست و مرد هم
میتواند بنا بر شرایطی از این حق استفاده کند. بد
نیست بدانید که شروط ضمن عقد با محتوایی چون ممنوعیت ازدواج دوم برای مرد،
عدم نزدیکی یا طلاق در مدت معین مثلا 5 سال قابلیت اجرا ندارد اما
میتواند زن در شروط ضمن عقدش این نکته را بگنجاند که مثلا مهریه او به
دخترش تعلق بگیرد (شرط صلح مهریه به فرزند)
[ ] [ 11:45 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
به انتظار تو نشستن، اشتباه ماست ، به انتظار تو باید ایستاد . . . [ ] [ 12:6 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
[ ] [ 11:12 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
[ ] [ 11:11 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
بعد از انعقاد عقد نكاح و گره خوردن دو شخصيت زن و مرد با يكديگر و ساختن يك خانواده، تعامل و رفتار متقابل زوجين با يكديگر نقش منحصری در بقا و تكامل و تعالی خانواده ايفا میكند كه ابتدا گفتار و رفتار شوهر را با زن مورد مطالعه و بررسی قرار میدهيم، سپس به حق شوهر بر زن میپردازيم. [ ] [ 15:42 ] [ ❤لیلی ومجنونش❤ ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||